العلامة المجلسي

25

عين الحيات ( فارسى )

در مظلوميّت ابو ذر و ظلم عثمان نسبت به او على بن ابراهيم عليه الرحمه روايت كرده كه در جنگ تبوك ابو ذر سه روز از قافله عقب ماند به جهت اينكه شتر او لاغر و ناتوان بود ، پس دانست كه شتر به قافله نمىرسد ، شتر را در راه بگذاشت و رخت خود را بر پشت بست و پياده متوجّه شد ، چون روز بلند شد ، و آفتاب گرم شد ، نظر مسلمانان بر وى افتاد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : ابو ذر است مىآيد ، و تشنه است آب زود به وى رسانيد ، آب به او رسانيدند تناول نمود ، و به خدمت حضرت شتافت ، و مطهره‌اى پر از آب در دست وى بود ، حضرت فرمود كه : اى ابو ذر تو آب داشتى چرا تشنه مانده بودى ؟ گفت : يا رسول اللّه به سنگى رسيدم ، بر آن آب باران جمع شده بود ، چون چشيدم سرد و شيرين بود ، با خود قرار دادم كه تا حبيب من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نخورد من نخورم ، حضرت فرمود كه : اى ابو ذر خدا تو را رحم كند ، تو تنها و غريب زندگانى خواهى كرد ، و تنها خواهى مرد ، و تنها مبعوث خواهى شد ، و تنها داخل بهشت خواهى شد ، و جمعى از اهل عراق به تو سعادتمند خواهند شد ، كه متوجّه غسل و تكفين و دفن تو مىشوند « 1 » . و ارباب سير معتمده نقل كرده‌اند كه : ابو ذر در زمان خلافت عمر به ولايت شام رفت ، و در آنجا بود تا زمان خلافت عثمان ، و چون قبايح اعمال عثمان عليه اللعنه به سمع او رسيد ، خصوصا قصّهء اهانت و ضرب عمّار زبان طعن و مذمّت بر عثمان بگشاد ، عثمان را آشكارا طعن مىفرمود ، و قبايح اعمال او را بيان مىنمود ، و چون از معاويه لعنه اللّه اعمال شنيعه مشاهده مىنمود او را توبيخ و سرزنش مىنمود ، و

--> ( 1 ) بحار الانوار 22 / 429 ح 37 .